سلطان محمد مطربي سمرقندي
700
تذكرة الشعراء ( فارسي )
[ « 309 » ] خالصى عراقى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] خالصى عراقى ، اسمش خانعلى بيگ بوده . جناب فصاحت اياب ، ملّا قرشى از ولايت يار كند ، به فقير مكتوبى فرستاد كه خانعلى بيگ ، از عراق به كابل به رسم ايلچىگرى آمد ، به او ملاقات كرده و بعد از آنجا به ولايت يار كند آمد و نوشته كه خانعلى بيگ از شعراى معتبر عراق است و به خوشگويى شهرهء آفاق . با وجود سليقهء شاعرى ، در موسيقى نيز ، دستى داشته است و نطقش موافق بوده ، نواى نغماتش به وحدت ثقل موافق مىنموده و اكثر سازها را مىنواخته و اين غزل محتشم كاشى را كه مطلع : حُسن روزافزون نگر كان خسرو زرّينركاب * دى هلالى بود و امشب ماه و امروز آفتاب اينچنين روى نموده كه جواب : عشق پرافسون نگر كين پيكر جادو خطاب * دوش خاكى بود و امشب آتش و امروز آب درد روزافزون من بنگر كه در عشقش مرا * دى ملالى بود و امشب محنت و اين دم عتاب ضعف در عشق آنچنانم كرد كاندر تن نماند * دى توانايى و امشب طاقت و امروز تاب مژده دادم ديده را كامد برون خورشيد من * صبحدم از پرده امروز از صبا دوش از حجاب
--> ( 309 ) . خالصى عراقى يا خالصى تبريزى ، علاقهء فراوانى به اندوختن زر داشت ، سى سال از عمر خود را صرف جمع كردن زر نمود و در نود سالگى مرد و زرها باقى ماند . وى از شعراى قرن دهم هجرى است : دانشمندان آذربايجان ، ص 132 ؛ گلزار جاويدان ، 1 / 436 ؛ سخنوران آذربايجان ، ص 332 ؛ تحفهء سامى ، ص 312 ؛ تذكرهء شعراى آذربايجان ، 2 / 197 - 198 ؛ الذريعه ، 9 / 1 / 284 - 285 ؛ فرهنگ سخنوران ، 1 / 297 .